توضیحات کامل :

عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبك فرزندپروري و هوش

 

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 65

 

در بخش زیر به عمده ترین دیدگاههای نظری در مورد تربیت کودک اشاره می شود:

نظریه بامریند

در پژوهشی اولیه که از سوی بامریند (1978) انجام شد، مقایسه ای بین روشهای تربیتی والدین و کودکان با خصوصیات مختلف صورت گرفت. روش کار به این صورت بود که براساس مشاهداتی که در خانه و مهدکودک انجام می شد، کودکان براساس پنج معیار شایستگی، به ترتیب زیر مورد ارزیابی قرار می گرفتند:

1- خویشتن داری

1- تمایل به برخورداری توام با کنجکاوی و اشتیاق در برابر موقعیت های جدید و دور از انتظار

3- فعال بودن

4- اتکا به خود

5- توانایی ابراز محبت به همبازی ها


کودکان براساس نمره هایی که در این پنج معیار به دست آوردند به سه گروه تقسیم شدند:

الف) گروهی که در تمام معیارها نمره های بالایی داشتند و کودکان شایسته و رشدیافته نامیده شدند.
ب)گروهی که خویشتن دار و متکی به خود بودند ولی از موقعیت های جدید بیم داشتند و علاقه چندانی برای آمیزش با سایر کودکان از خود نشان نمی دادند.

ج) گروهی نیز شامل کودکانی بودند که در تمام معیارها نمره های پائین داشتند، یعنی به کمک دیگران متکی بودند. از موقعیت های جدید کناره می گرفتند و در خویشتنداری نمره های پائین داشتند. این گروه رشدنایافته ترین گروه کودکان بودند که مورد مشاهده قرار گرفته بودند.

سپس محققین با استفاده از مصاحبه و روشهای مشاهده، چهار جنبه از رفتار والدین را مورد ارزیابی قرار دادند. این جنبه ها عبارتند از:

-1 کنترل: میزانی که والدین سعی می کنند در فعالیتهای کودکان دخالت کنند و وابستگی با پرخاشگری کودکان را مطابق با معیارهای خود تغییر می دهند.

-2 توقع رشد یافتگی: فشارهایی که به کودک وارد می شود تا عملکرد او با میزان توانایی وی هماهنگ شود.

-3 وضوح ارتباط بین مادر و کودک: میزان توانایی مادر در توضیح دلایل به هنگام اطاعت طلبیدن از کودک و میزان توجه آنها به عقاید و احساسات کودک.

-4 فرزندنوازی (مراقبت): به میزان محبت و عطوفتی که نسبت به فرزندانشان از خود نشان می دهند و لذت بردن از پیشرفت فرزندانشان اشاره دارد. چنین والدینی مهربان و پرحرارت هستند و ارتباط خوبی با فرزندانشان برقرار می کنند. این افراد در عین حال که به عقاید فرزندانشان احترام قائل اند، در مورد رفتارهائی که برای فرزندان خود مناسب می دانند، پیگیرانه و خالی از ابهام عمل می کنند.

بدین ترتیب بامریند از طریق مشاهداتی که در شرایط آزمایشگاهی بدست آورد و اطلاعاتی که راجع به والدین کودکان از طریق مشاهدات خانگی و مصاحبه هایی که هم از مادران و هم از پدران تنظیم نمود، سه شیوه رفتار و تربیت والدین را مشخص کرد. (فلچر و جفریس، 1999)

باید متذکر شویم ،انجمن ملی تحقیق (کیپک و پالمر، 1997) نظریه بامریند را تجدیدنظر کرده و مطرح نمود "ترکیب گوناگون دو بعد پذیرندگی و توقع داشتن چهار شیوه فرزندپروری را ارائه می کند که پژوهش بامریند به سه شیوه آنها متمرکز شده است".

والدین مقتدر: والدین مقتدر(اقتدارگرا) به صورت افرادی با صمیمیت و محبت زیاد (این گونه والدین در زندگی فرزندان خود مشارکت کرده و به نیازهای آنها پاسخ می دهند) و کنترل رفتاری (آنها محدودیت های واضح و مناسب با سن فرزندان برای رفتارهای او در نظر می گیرند) تعریف می شوند. والدین مقتدر معیارهایی به فرزندان نشان می دهند که طبق آنها زندگی کنند. غالبا می خواهند چیزهایی را از نوجوان خود بیاموزند. (فلچر و جفریس، 1999)

باربر (1996) معتقد است خصوصیات اصلی این شیوه فرزندپروری شامل مشارکت و علاقه زیاد والدین به زندگی فرزندان، برقراری ارتباط باز با آنها، داشتن اطمینان به آنها، تشویق و ارتقای سلامت روانی و کنترل بالای رفتاری آنهاست شامل آگاهی از این که فرزندانشان کجا هستند; با چه کسانی می باشند; و چه کاری انجام می دهند.

این والدین از کودکان خود توقع رفتار معقول و سنجیده دارند. آنها توقعات خود را به صراحت بیان کرده و توضیحاتی را ارائه می دهند تا به کودک برای درک دلایل شان برای تقاضاها کمک کنند. آنها همچنین به گفته های کودکان خود گوش می دهند و گفتگو با آنها را ترویج می دهند. والدین مقتدر در کنش خود با کودکان دلسوز و صمیمی هستند.

 

فهرست مطالب

سبک های فرزندپروری

شيوه هاي فرزند پروري در اسلام

تنوع فرهنگی در رابطه با فرزند پروری

تربیت و هوش فرزندان

پرورش هوش کودکان

پيشينه پژوهش

پيشينه تجربي

منابع و مآخذ